
![]()

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
- تقاضاي رو به
رشد بازار جهاني براي شکر کم کيفيت 1
بخش 1 :
- ظرفيتهاي جديد
تصفيه 3
-- تحولات روسيــه 3
- صادرکنندگان
عمده 4
بخش 2 :
- کشورهاي
صادرکننده ( مبادي ) و واردکننده شکر سفيد 6
- کيفيت شکـر
سفيـد 9
- نقش تفاوتهاي
نرخ کرايه حمل در تعيين مبادي شکر وارداتي 11
- مديريت ريسک
در تجارت شکر سفيد با کيفيت پايين 13
ضمائم
منبع : LMC.MAY
2002
v اولين بخش اين مقاله
، افزايش تقاضاي جهاني براي شکرکم کيفيت را مورد ارزيابي قرار مي دهد.
بررسي اينکه چرا اين روندها به وقوع پيوسته است و
اينکه اساسا" چه تغيير و تحولات کليدي اي در کشورهاي عمده واردکننده و
صادرکننده رخ داده است .
v دربخش دوم اين مقاله
چگونگي تغيير اصول تجاري در تجارت جهاني شکر سفيد در طي سالهاي 1995 و 2001 را
بررسي مي کنيم و به تحليل اهميت تفاوتهاي نرخ حمل و کيفيت در تعيين تقاضاي انواع
مختلف شکر سفيد مي پردازيم .
v دربخش پاياني مقاله ،
موضوع مديريت ريسک قيمت را در تجارت شکرسفيد کم کيفيت بررسي مي کنيم و ريسکهاي
مربوط به هجينگ(1) اين شکرها را در
بازارهاي آتي (2) مطالعه مي
کنيم .
نمودار 1 ، سه روند مهم درتجارت
جهاني شکر را که در طول دهه 1990 به وقوع پيوسته را نشان مي دهد :
v
صادرات روبه رشد شکرخام از سال 1993 تاکنون ،
v
تغيير ساختاري در جهت افزايش صادرات شکر سفيد در
سال 1992 ،
v
روند رکودي تجارت شکر سفيد از سال 1992 تاکنون .
آنچنان که توضيح خواهيم داد ،
افزايش تجارت شکرخام و رکود تجارت شکرسفيد در طي دهه اخير به دو علت به وقوع پيوست
. اول اينکه برخي کشورهاي خاورميانه شروع به نصب و راه اندازي تصفيه خانه هاي شکر
کردند که به تبع آن تقاضاي آنان براي واردات شکر خام افزايش يافت . دوم اينکه
روسيه ساختار تعرفه اش را به نفع واردات بيشتر شکرخام تغيير داد .
همچنان که در ادامه بحث ، اشاره خواهيم کرد نقش تحولات روسيه (
در سال 1992 ) در افزايش چشمگير تجارت شکر سفيد را نبايد ناديده گرفت .
ظرفيت هاي جديد تصفيه :
در اواسط دهه 1990 چند
کشور عمده واردکننده شکرسفيد نظير عربستان سعودي ، دوبي ، ايران ، اندونزي و
نيجريه به ساخت تصفيه خانه هاي جديد يا تجهيز و توسعه ظرفيتهاي موجود پرداختند
. هدف از اين سرمايه گذاري ها جايگزيني
واردات شکرخام ( جهت تصفية داخلي ) بجاي شکرسفيد بود .
روند مزبور در نمودارهاي 2 تا 4 براي خليج فارس ، عربستان
سعودي و نيجريه نمايش داده شده است . نمودارهاي مذکور واردات کل هر کشور را به
تفکيک شکرخام و شکرسفيد نشان مي دهد .
در نمودارهاي مزبور رشد واردات شکرخام از اواسط دهه 1990
تاکنون که به دليل نصب و راه اندازي ظرفيتهاي پالايشي جديد به وجود آمده است ، به
وضوح قابل مشاهده است .
در اين ميان ، عربستان سعودي مثال کاملا" بارزي از راه
اندازي ظرفيت پالايشي است . کشوري که در سال 1995 واردات شکرخام نداشت . تا سلا
2001 مجموعا" 600 هزار تن شکرخام وارد نمود که رقمي معادل 93% واردات کل شکر
آن کشور بود . روند مشابهي را ، البته با شدت کمتر ، مي توان براي خليج فارس و
نيجريه به ترتيب در نمودارهاي 2 و 4 مشاهده کرد .
توسعه و تجهيز ظرفيت پالايشي در دوبي منجر به افزايش واردات
شکرخام به خليج فارس شد . (خليج فارس ، کشورهاي بحرين ، عمان ، قطر و امارات متحده
عربي را در بر مي گيرد ). به نظر مي رسد که روند مزبور به دليل افزايش ظرفيت
پالايش جهاني ادامه يابد . ضمنا" علاوه بر افزايش ظرفيت پالايشي عربستان
سعودي ، در حال حاضر نيز تصفيه خانه هاي جديد در اندونزي ، ايران و الجزاير در حال
ساخت مي باشند و پروژه هاي متعددي هم تحت
بررسي است .
تحولات روسيـه :
سقوط اتحاد جماهير شوروي درآگوست 1991 تأثير زيادي در تجارت جهاني شکرداشت . شکري که در
اوکراين توليد و به روسيه منتقل مي شد ، قبلا" توليد داخلي محسوب مي گرديد
ولي پس از فروپاشي به عنوان واردات روسيه در نظر گرفته مي شود . در نتيجه ، پس از
تجزيه اتحاد جماهيرشوروي ، روسيه ناگزير بود که حجم زيادي شکرسفيد وارد کند تا
بتواند جوابگوي تقاضاي داخلي باشد . در سال 1992 شکر وارداتي روسيه مهمترين بخش
صادرات شکر سفيد جهاني را تشکيل مي داد . ( نمودار1 )
همچنان که در نمودار 5 نشان داده شده است ، سهم شکرخام در
واردات شکر روسيه طي 10 سال گذشته روندي فزاينده داشته است . البته روسيه برخلاف
سايرکشورها افزايش عمده اي در صنعت پالايش شکر نداشت چون قبلا" نيز ظرفيت
بالقوه پالايش شکر را در کارخانه هاي چغندرقند داشت ، منتها تا اواخر دهه 1990 که
ساختار تعرفه واردات به نفع واردات شکرخام تغيير يافت از ظرفيت هاي موجود (پالايشي
) بطور کامل استفاده نمي شد . در سال 1995 واردات شکرسفيد روسيه 61 درصد کل واردات
را دربر مي گرفت . گرچه تا سال 2001 که تعرفه هاي
وارداتي به تدريج سودآوري واردات شکر سفيد را از بين برد ، درصد مذکور به تنها 3 درصد کاهش يافت .
بدين ترتيب ، مي توان دو دليل عمده براي افزايش تجارت جهاني شکرخام برشمرد :
1)
نصب و راه اندازي تصفيه خانه هاي جديد در عربستان
سعودي ، ايران ، خليج فارس ( دوبي ) ، نيجريه و به تبع آن افزايش تقاضاي اين
کشورها براي واردات شکرخام .
2)
تغييرساختاري حقوق گمرکي واردات روسيه به نفع
واردات شکرخام .
درخلال سالهاي 1992 تا 2001
واردات شکرخام اين 5 کشور تا 3/5 ميليون تن رشد کرد. اين موضوع 70% افزايش تجارت جهاني شکر خام در اين دوره را
توضيح مي دهد .
صادرکنندگان عمده :
افزايش ظرفيت پالايشي
درخاورميانه ، به همراه تغيير ساختار تعرفه اي روسيه ، تقاضاي جديدي براي شکرخام
ايجاد کرد . همانطور که بعدا" توضيح خواهيم داد ، اين افزايش تقاضا
عمدتا" از طريق افزايش صادرات برزيل تأمين شده است . تايلند برخلاف برزيل سهم ناچيزي در افزايش
صادرات شکرخام جهاني داشته است .
براي
اينکه تصويري از نحوه عکس العمل صادرکنندگان عمدة دنيا به اين تغيير تقاضاي جهاني
را داشته باشيم ، نمودارهاي 8-6 را ارائه کرده ايم . نمودارهاي مذکور ، صادرات
شکرخام و سفيد را از مبادي برزيل ، اتحاديه اروپا و تايلند در طي سالهاي 2001-1990
را نشان مي دهند .
به
منظور روشنترکردن تغييراتي که به وقع پيوست ، لازم است بدانيم که هر کشوري قادر به
توليد چه نوع شکري است . مثلا" ، برزيل و تايلند مي توانند مقادير هنگفتي
شکرخام و شکرسفيد کم کيفيت از نيشکر آسياب شده و تصفيه شده توليد کنند . ولي با
وجوديکه تايلند ظرفيت پالايشي بالايي دارد ، بيشتر محصول تصفيه شده اش ICUMSA
(1) اي بين 45 تا 100 دارد . برعکس ، اتحاديه اروپا ، تنها شکر
با ICUMSA اي 45 توليد مي کند که عمدتا" از چغندرقند و
بعضا" از نيشکر خام وارداتي بدست مي آيد .
نمودار6
صادرات شکر سفيد برزيل را در اوايل دهه 1990 ترسيم مي کند که از کمتر از 8/0
ميليون تن در سال 1990 به حدود 5 ميليون تن در سال 1995 رسيده است . البته ، تا
سال 2001 ، يک روند نزولي به کمتر از 8/2 ميليون تن داشته است . قابل توجه اينکه ،
صادرات شکرخام در اواخر دهه 1990 افزايش شديدي داشته و از تنها 7/0 ميليون تن در
سال 1994 به رکورد 5/8 ميليون تني در سال 2001 رسيده است . اين رشد ، عمدتا"
به علت افزايش کلي در صادرات جهاني شکرخام اين دوره بوده است. بررسي ساير
صادرکنندگان عمده ، نشان مي دهد که کلمبيا و گوآتمالا نيز در طي دوره مشابه روند
مشابهي البته در مقياس بسيار کوچکتر داشته اند .
برعکس ، نمودار7 نشان
مي دهد که صادرات اتحاديه اروپا در حدود 5 ميليون تن در سال تقريبا" ثابت
باقي مانده است ، چون گرچه سياست داخلي از توليد مازاد حمايت مي کند اما
محدوديتهاي سازمان تجارت جهاني براعمال سوبسيدهاي صادراتي ، از افزايش صادرات
جلوگيري مي کند .
در تايلند ، صادرات شکرخام در سال هاي 1992 و 1995 به شدت
افزايش يافت . ( نمودار8).
هرچند که رشد صادرات تايلند طي اين سالها تنها منجر به يک
افزايش موقتي ( زودگذر ) شد و سطوح صادرات خيلي زود به روندهاي قبلي خود بازگشتند
.
بنابراين به نظر نمي رسد که تايلند نقش قابل توجهي در پيدايش
تغييرات ساختاري تجارت بين الملل داشته
باشد .
به طور خلاصه ، افزايش تقاضاي جهاني براي شکرخام عمدتا"
توسط صادرات برزيل تأمين شده است و تايلند
سهم ناچيزي در افزايش صادرات جهاني شکرخام داشته است . در ضمن ماهيت نسبتا"
ثابت صادرات اتحاديه اروپا نقش موثري درايجاد ماهيت ايستاي ( ثابت ) صادرات جهاني
شکر سفيد داشته است .
تغييرات تقاضا براي شکرسفيد و شکرخام ، به طور ضمني تأثيرات مهمي بر توزيع منطقه اي واردات شکرسفي داشته
است . در بخش بعدي به بررسي تأثير افزايش تمايل مصرف
کنندگان به سمت شکرخام و شکر سفيد کم کيفيت بر توزيع منطقه اي واردات شکر سفيد مي
پردازيم. همچنين تأثير تفاوتهاي نرخ کرايه
حمل و کيفيت را بر واردات انواع مختلف شکر مورد بررسي قرار مي دهيم
2- کشورهاي صادرکننده ( مبادي )
(1) و واردکننده (
مقاصد ) (2) شکرسفيد :
جدول يک خلاصه اي از حجم تجارت شکرسفيد توسط سه کشور عمده
صادرکنندنه شکرسفيد ( برزيل ، تايلند و اتحاديه اروپا ) را در سال 2000 ارائه مي
کند . همچنين جدول فوق مناطق اصلي صادرکننده ( origin
) و واردکننده ( destination )
تجارت
جهاني شکرسفيد را مشخص مي کند .
از بين اين سه کشور کليدي ( برزيل ، تايلند ، اتحاديه اروپا )
، اتحاديه اروپا بزرگترين صادرکننده شکرسفيد بوده است . در سال 2000 بيش از 40% کل
صادرات شکر اتحاديه اروپا به کشورهاي حوزه مديترانه اختصاص يافته است . بنابراين
مي توان گفت کشورهاي حوزه درياي مديترانه براي تأمين قسمت اعظم تقاضاي شکر سفيدشان
به اتحاديه اروپا وابسته هستند . اين درحالي است که برزيل شکر خود را تقريبا"
به تمام کشورهاي دنيا صادر کرده است . بازارهاي مهم صادراتي برزيل در سال 2000
عبارت بودند از : آفريقاي جنوبي ( 28% ) ، درياي سرخ / خليج فارس ( 24% ) و
کشورهاي حوزه مديترانه ( 22% ) . تايلند نيز در اين سال نزديک 9/1 ميليون تن
صادرات شکرسفيد داشته است که بيش از 60% صادرات اين کشور به آسياي جنوب شرقي و
اقيانوسيه اختصاص يافته است .
نماي صادرات اين سه کشور برجسته توليدکننده شکر در طي پنج سال
گذشته تغيير کرده است. شکلهاي 9 تا 14 با استفاده از نمودارهاي دايره اي ميزان
تغييرات سهم صادرات شکر اختصاص يافته به هر منطقه را بين سالهاي 1995 و 2000 به
وضوح نشان مي دهد .
در سال 1995 سهم عمده اي از صادرات شکر سفيد برزيل به کشورهايي
اختصاص يافته که در گذشته جزء واردکنندگان اصلي شکر نبوده اند . شبه قاره هند با
ميزان وارداتي نزديک 000ر650 تن مهمترين واردکننده شکرسفيد برزيل بود. اين درحالي
است که در سال 2000 ميزان صادرات اختصاص يافته به هند به 000ر132 تن کاهش يافت که
اين ميزان حدود 6% کل صادرات برزيل را تشکيل ميدهد .
برخلاف سال 1995 ، در سال 2000
بازارهاي اصلي شکر سفيد برزيل را کشورهايي تشکيل دادند که جزء واردکنندگان متعارف
شکر بودند . اين کشورها عبارتند از آفريقاي جنوبي ، درياي سرخ / خليج فارس و
کشورهاي حوزه درياي مديترانه . ( نمودار 10 )
تغيير الگوي تقاضاي شکر در اروپاي شرقي ، تأثير مهمي را بر مسير صادرات برزيل داشته است .
درسال 1995 ، برزيل قريب 000ر570
تن شکرسفيد به روسيه صادر کرد . ( نمودار 9 ) هرچند که افزايش tolling activity (1) در روسيه و به تبع آن جابجايي
تقاضا از شکرسفيد به شکرخام منجر به کاهش صادرات شکرسفيد برزيل به اروپاي شرقي شده
است . در سال 2000 صادرات شکرسفيد برزيل به اروپاي شرقي در سطح 000ر155 تن باقي
ماند که اين رقم معادل 20% مقدار آن در سال 1995 بود . ( نمودار 10 )
از بين اين سه کشور عمده صادرکننده شکرسفيد ( برزيل ، تايلند ،
اتحاديه اروپا ) بازارهاي صادراتي اتحاديه اروپا کمترين تغييرات را داشته است (
نمودارهاي 11 و 12 ) کشورهاي حوزه درياي مديترانه و درياي سرخ و خليج فارس همچنان
به عنوان اصلي ترين بازارهاي صادراتي اتحاديه اروپا باقي مانده اند . در حالي که
صادرات اتحاديه اروپا به اروپاي شرقي از حداکثر مقدار خود در سال 1993 ( 5/2
ميليون تن ) کاهش پيدا کرد و از سال 1995 در سطح 8/0 – 6/0 ميليون تن در سال ثابت
باقي مانده است . بازار آسياس جنوب شرقي در طي سه سال گذشته از اهميت بيشتري
برخوردار شده است هرچند که با توجه به ناچيز بودن سهم آن از کل صادرات اتحاديه
اروپا ، هنوز هم به عنوان يک بازار صادراتي کوچک اتحاديه اروپا باقي مانده است . (
نمودار 12 )
کشورهاي آسياي جنوب شرقي به علت کمبود عرضه چشمگير ( از گذشته
تاکنون ) همچنان به عنوان بزرگترين بازار صادراتي شکر سفيد تايلند مطرح گرديده اند
. در سال 1995 صادرات شکرسفيد تايلند به اين منطقه ( آسياي جنوب شرقي ) 80% کل
صادرات شکر سفيد تايلند را تشکيل داده است .
( نمودار 13 ) ، اگر چه اين
نسبت در سالهاي اخير به علت صادرات بيشتر تايلند به شبه قاره هند به 60% کاهش
يافته است . ( نمودار 14 ) . به استثناء درياي سرخ / خليج فارس سهم بقيه مناطق از
صادرات تايلند بسيار ناچيز بوده است .
کيفيت شکرسفيد :
علاوه بر
تغييراتي که در سهم کشورها از صادرات شکر سفيد ( توزيع منطقه اي صادرات ) به وقوع
پيوست تغييراتي نيز در تقاضاي جهاني شکر در جهت افزايش تقاضا براي شکرخام و
شکرسفيد با کيفيت پايين تحقق يافت .
شکرسفيد از نظر نوع رنگ ( ICUMSA ) به سه گروه اصلي تقسيم مي شود :
-
شکر با ICUMSA معادل 60 و کمتر .
-
شکر با ICUMSA بين 60 و 100 .
-
شکربا ICUMSA بيشتر از
100 .
گروه آخر شکر با ICUMSA معادل 150 و شکر با بيشترين ميزان ICUMSA ( بين 500 – 300 ) را شامل مي شود . که اين نوع شکر
نمونه شکر سفيد کشتزاري (1) است . همچنين قابل ذکر است که برزيل قادر به
توليد انواع شکر و در هر کيفيتي مي باشد .
دهه 1990 شاهد افزايش قابل
توجهي در تجارت شکرسفيد کم کيفيت بوده است اين مطلب در نمودار 15 ترسيم شده است .
اين نمودار روند تجارت جهاني شکر سفيد را به تفکيک کيفيت در سالهاي 1990 تا 2000
ارائه مي کند .
دو دليل اصلي براي افزايش تجارت شکرسفيد کم کيفيت وجود دارد :
-
با توجه به اينکه مصرف کنندگان همواره مايل به مبادله قيمت
و کيفيت مي باشند تقاضا براي شکرسفيد کم کيفيت ( به دليل ارزان بودنش ) افزايش
يافته است .
به بيان واضح تر ، تقاضاي کشورهاي
مختلف براي انواع شکر ( شکر با کيفيتهاي مختلف ) است که تعيين مي کند چه نوع شکر و
در کجا توليد شود و عرضه کنندگان رفتار توليدي خود را در پاسخ به تغييرات تقاضا
تعديل مي کنند . ( به عنوان مثال اگر تقاضا براي شکرخام افزايش يابد توليد کنندگان
نيز فعاليتهاي خود را به سمت توليد بيشتر شکر خام تغيير مي دهند و برعکس اگر تقاضا
براي شکر سفيد تصفيه شده افزايش يابد توليد کنندگان شکرسفيد بيشتري توليد مي کنند
) . هرچند که در واقعيت ، عوامل پيچيده بسياري در تعيين مبدأ شکر وارداتي
( شکر از چه کشوري وارد شود ) موثرند .
که مهمترين اين عوامل عبارتند از :
1)
تفاوتهاي موجود در نرخهاي کرايه حمل .
2)
اختلاف قيمت بين شکر تصفيه شده و شکر سفيد کم کيفيت .
نقش تفاوتهاي نرخ کرايه حمل در تعيين مبادي شکر وارداتي :
فاصله جغرافيايي
بين کشورهاي عمده صادرکننده و واردکننده نقش مهمي را در تعيين مبادي واردات دارد .
براي داشتن درک کلي از بازار جهاني شکر بايد تفاوت نرخهاي کرايه حمل را مد نظر
قرارداد .
تفاوتهاي کرايه حمل ، نمايانگر تفاوت
هزينه انتقال شکر از کشورهاي صادرکننده به کشورهاي واردکننده مي باشد . اين هزينه
ها نقش مهمي در تعيين قميتهاي رقابتي صادرات در بازارهاي وارداتي بازي مي کند . به
عنوان مثال ، قيمت صادراتي شکر سفيد از مبدأ تايلند به ديگر کشورهاي آسياي جنوب
شرقي مي تواند تحت تأثير قيمتهاي
صادرکنندگان برزيلي قرار گيرد . ( به شرطي که صادرکنندگان برزيلي شکرشان را در اين
منطقه به فروش برسانند ) .
نمودار
17 ، مقايسه اي بين هزينه هاي حمل از مبادي برزيل ، تايلند و اتحاديه اروپا به
کشورهاي واردکننده اصلي را نشان مي دهد . نمودار بيانگر آن است که هزينه حمل از
تايلند به شرق آسيا و اقيانوسيه 14دلار در هرتن مي باشد که تنها هزينه حمل از مبدأ برزيل يا اتحاديه اروپاست . در نتيجه ، تايلند عمده ترين صادرکننده شکرسفيد به اين مناطق مي
باشد . در سال 2000 ، کل صادرات شکرسفيد اين منطقه ، 1/1 ميليون تن بوده که حدود
50 درصد آن به اندونزي صادر شده است . اين در حالي است که کل صادرات از برزيل و
اتحاديه اروپا تنها 000ر240 تن بوده است .
1
3
گرچه تفاوتهاي نرخ کرايه حمل
گواه خوبي بر تأثير هزينه حمل در تعيين مبادي وارداتي شکر است ، با
اين حال نمي تواند تغيير تقاضاي جهاني به سمت شکر تصفيه نشده با کيفيت پائين مانند
شکر کريستال برزيل و ديگر مبادي را توضيح دهد .
با وجود
اينکه تقاضاي شکر با کيفيت پائين متأثر از عواملي نظير :
ذائقه ، مصرف نهايي شکر وارداتي و سابقه تاريخي مي باشد ، با اين حال قيمتها
نقش اساسي را در تعيين تقاضا بازي مي کنند . با اين که به شکر سفيد با کيفيت پائين
( 150 وICUMSA 100 ) به نسبت شکرتصفيه شده ، تخفيف بيشتري تعلق مي
گيرد در عمل اين برتري قيمتي ممکن است تحت تأثير تفاوت هزينه حمل
بين دو صادرکننده تقليل و يا حتي خنثي گردد .
جدول 2 تأثير تفاوتهاي نرخ
کرايه حمل و کيفيت را بر روي قيمت شکر سفيد با کيفيت پائينتر نشان مي دهد . ستون
اول جدول 6 هزينه حمل از اتحاديه اروپا و برزيل به هر يک از مناطق اصلي وارداتي
جهان را نشان مي دهد . به عنوان مثال
هزينه حمل شکر سفيد يا تصفيه شده از اتحاديه اروپا به حوزه مديترانه 26 دلار در
هرتن مي باشد . در حاليکه اين هزينه از مبدأ برزيل 35 دلار در
هرتن است . لذا اتحاديه اروپا از يک امتياز 9 دلاري نسبت به برزيل در صادرات به
حوزه مديترانه برخوردار است که اين موضوع در ستون 3 جدول نشان داده شده است .
دو ستون بعدي جدول ، ميزان
تخفيف شکر صادراتي با ICUMSA ، 100 و
150 از مبدأ برزيل را نشان مي دهد . براي هريک از دو نوع شکر
ميانگين تخفيف بين سالهاي 2000-1997 ، به ترتيب 15 و 21 دلار مي باشد . اين اختلاف
قيمتي بوسيله تفاوت کرايه حمل تعديل شده است ستون 6 و 7 تفاضل ميزان تخفيف ( که
براساس نوع شکر تعيين مي شود ) از تفاوت کرايه حمل را نشان مي دهد. بعنوان مثال ،
تخفيف شکر با ICUMSA ، 100 با احتساب اختلاف هزينه حمل از
اتحاديه اروپا به حوزه مديترانه از 15 دلار به 6 دلار کاهش مي يابد . لذا اين امر
تمايل اکثر وارد کنندگان حوزه مديترانه براي وارد کردن شکر با ICUMSA 100 را از برزيل کاهش مي دهد .
اين مسئله ، توضيحي براي واردات 75
درصدي شکر سفيد حوزه مديترانه از اتحاديه اروپا ( که تنها توليد کننده شکر سفيد با
ICUMSA 45 است ، مي باشد . کل واردات شکر
کريستال بازارهاي صادراتي برزيل در سال 2000 ، 000ر420 تن بوده است . در موارديکه
اختلاف ناچيزي بين هزينه حمل ازمبدأ برزيل و اتحاديه اروپا به مناطق
صادراتي ( ستون 3 جدول 2 ) وجود دارد اين تفاوت تأثير چنداني براختلاف
قيمت بين شکر سفيد و شکر با کيفيت پائين محسوس ندارد . لذا در اين مناطق اثر هزينه
حمل در انتقال تقاضا بين شکر سفيد و شکر با کيفيت پائين و برعکس کاهش پيدا مي کند
.
با ثابت در نظر گرفتن هزينه
حمل تغييرات تخفيف بر روي شکر تصفيه نشده با کيفيت پائين مي توان مورد بررسي قرارداد . لذا جهت نتيجه
گيري از بحث ، تفاوت در تخفيف شکر با کيفيت پايين و کاربرد آن در مديريت ريسک
تجارت شکر سفيد با کيفيت پائين را مورد آزمون قرار مي دهيم .
مديريت ريسک در تجارت شکر سفيد با کيفيت پائين :
با توجه به افزايش مبادلات
بين المللي شکرسفيد با کيفيت پائين دردهه اخير ، نظريه مديريت ريسک قيمتي ، اهميت
بيشتري پيدا کرده است . قابليت " هجينگ " (1
) در برابر حرکت معکوس قيمتي بيشتر مورد علاقه
کساني است که دست اندرکار
تجارت کالاي فيزيک مي باشند .
در مورد شکر معمولا"
قراردادها خيلي زودتر از زمان تحويل کالا منعقد مي گردند . بمحض توافق بر روي يک
قيمت ، خريداران با اين ريسک مواجهند که در صورت سقوط قيمت کالا ، آنها مجبور به
پرداخت بيشتري نسبت به زماني خواهند شد که منتظر ماننده و در زمان تحويل کالا ،
قرارداد ببندند . به همين صورت ، توليد کننده نيز با ريسک افزايش قيمت مواجه است
که در صورت افزايش قميتها آنها مجبورند که کالا را زيرقيمت زمان تحويل کالا ،
معامله کنند . در صورتيکه اگر آنها تا زمان تحويل کالا منتظر مي ماندند مي
توانستند قراردادهايي با قيمتهاي نسبتا" بالاتر منعقد کنند .
بازارهاي آتي اين اجازه را به
خريداران و فروشندگان مي دهد که بوسيله متوازن ساختن معاملات در اين بازارها ، جهت
گيريشان را در مورد قيمتهاي جاري مشخص کنند . اين مطلب بوسيله مثال زير توضيح داده
شده است . در ماه ژانويه ، واردکننده و عرضه کننده براي تحويل کالا در چهارماه
آينده (مي ) با قيمت 200 دلار به توافق مي رسند . در ضمن ، واردکننده همين ميزان
شکر را نيز براي ماه مي با همان قيمت بفروش مي رساند . حال اگر در ماه آوريل قيمت
واقعي شکر به 150 دلار در هرتن برسد ، واردکننده به اندازه 50 دلار زيان مي بيند .
هرچند واردکننده ممکن است با خريد
قراردادهاي آتي در نرخ 150 دلار هر تن بتواند در آينده سودي معادل 50 دلار بدست
آورد و زيان 50 دلاري را جبران کند .
اين مثال ساده نشان مي دهد که
بمنظور کارکرد موثر " هجينگ " بايد يک رابطه نزديک بين قيمت جاري (1) و آتي شکر
وجود داشته باشد . ولي در واقع چنين همبستگي کاملي بين قيمتها هرگز مشاهده نمي
گردد ، در نتيجه همواره با ريسک مواجه خواهيم بود . اين ريسک به ميزان تفاوت قيمت
جاري و آتي بستگي دارد .
علت اصلي عدم همبستگي کامل
قيمتهاي جاري و آتي را مي توان در تفاوت قيمت شکر از مبادي مختلف دانست . اين
مسئله بخصوص در مورد شکر با کيفيت پائين صدق مي کند . هيچ قرارداد آتي که ارزش اين
نوع شکر را دقيقا" منعکس کند وجود ندارد .
همچنانکه شکرسفيد کم کيفيت در
مقابل قرارداد آتي شکر سفيد در بازار لندن ( NO5 ) قابل تحويل نيست در ضمن شکر سفيد با ICUMSA بالاتر از 45 را نيز نمي توان با شکر
سفيد NO5 که ارزش کمتري دارد تحويل داد . با آنکه ، اکثر
اوقات تخفيف گرايش به ثابت ماندن دارد با اين حال دوره هايي وجود دارد که بطور
قابل ملاحظه اي افزايش پيدا مي کند . از آنجا که شکرسفيد با کيفيت پائين جانشين
کاملي براي شکر تصفيه شده نمي باشد در زمان کمبود شکر سفيد " وايت پرميوم
" بالاست . ( بنابراين با استفاده از محرک قيمتي ، گرايش به افزايش تخفيف
افزايش مي يابد ) . احتمال افزايش تخفيف براي شکر با کيفيت پايين در برابر قيمت
شکرسفيد در بازار لندن اين فکر را به ذهن مي رساند که اين نوع شکر بازار بهتري
نسبت به شکرخام در بازار نيويورک دارد .
بطور قطع ، پرميوم (1) شکر کيسه اي در مقايسه با فله بايد حداقل هزينه
هاي ناشي ازکيسه گيري ، تحويل بر روي عرشه
که در حال حاضر حدود 15 دلار مي باشد را پوشش دهد . حال اگر اين " پرميوم
" از اين حد کمتر گردد ، توليدکنندگان ترجيح مي دهند شکر را بصورت فله
صادرکنند .
براي بررسي اين مسئله که کدام
يک از بازارها ، بازار شکرخام در نيويورک ( NO11 ) و يا بازار شکر سفيد لندن ( NO5 ) ابزار موثرتري براي " هجينگ " شکر با ICUMSA ، 100 و 150
مي باشد نمودار شماره 18 ترسيم شده است . ميزان تغييرات در تخفيف (2) / پرميوم نمايانگر ميزان ريسک در
" هجينگ " اين نوع شکر مي باشد . نمودار نشان ميدهد که تغييرات (
ناپايداري ) پرميوم بيش از " تخفيف " مي باشد .
بين سالهاي 2001- 1994 انحراف معيار پرميوم 17 دلار و " تخفيف "
تنها 10 دلار مي باشد . اين مسئله نشان مي دهد که بازار شکر سفيد لندن ابزار کم
ريسکتري براي " هجينگ " در مقايسه با بازار شکرخام نيويورک مي باشد .
نمودار شمارة 19 تصوير مشابهي
را براي شکر با ICUMSA 150 ارائه ميدهد . نوسان ( تغييرات )
"پرميوم " در برابر " تخفيف " که با انحراف معيارهاي 15 و 13
دلار درهرتن نشان داده شده است نشان از ناپايداري ( تغييرپذيري ) بيشتر "
پرميوم " مي باشد . با اين حال اين تفاوت در مورد شکر ICUMSA 150 از 100
کمتر است .
براي بررسي بيشتر نظريه
" هجينگ " شکرسفيد با کيفيت پائين در بازارهاي آتي شکرسفيد لندن و
نيويورک نمودارهاي 20 و 21 ترسيم شده است . نمودار 20 درجه همبستگي بين قيمت فوب (1) شکر با ICUMSA 100 ( که با احتساب تخفيف اين نوع شکر
در بازار شکر سفيد لندن بدست آمده است ) و قيمت فوب شکر سفيد در بازار لندن را
نشان ميدهد . مقدار عدديr2
نمايانگر اين درجه
همبستگي باشد . مقدار r2 بين اين دو قيمت
98 درصد مي باشد که بدان معني است که 98 درصد تغيير در قيمت واقعي در قيمت آتي
منعکس مي گردد .
مقدار r2 براي ارتباط بين قيمت جاري و قيمت شکرخام در بازار نيويورک
95/0 مي باشد که نشان مي دهد تنها 95/0 تغيير در قيمت جاري در تغييرات قيمت آتي
منعکس مي گردد . اين تجزيه و تحليل براي شکر برزيلي با ICUMSA 100 نيز انجام شده است که بدليل کمبود فضا از
ارائه نمودارهاي آن صرف نظر شده است .
مقدار r2 براي قيمت اين نوع شکر و شکرسفيد در بازار لندن 98
درصد و شکرخام بازار نيويورک 95/0 مي باشد که اين امر نشان دهنده ميزان پائين تر
ريسک در بازار لندن نسبت به بازار نيويورک مي باشد . در کل بعلت فقدان قرارداد آتي
شکرسفيد با کيفيت پائين ، هجينگ براي اين نوع شکر مشکل مي باشد . تريدرها مي
توانند بين " هجينگ " شکرسفيد با کيفيت پائين در بازار نيويورک يا لندن
انتخاب داشته باشند . با اين حال " تخفيف شکر با ICUMSA 100 و 150 در بازار لندن نسبت به "
پرميوم اين دو نوع شکر در بازار نيويورک
با ثبات تر است . در نتيجه ميزان ريسک اين دو نوع شکر در بازار لندن کمتر از بازار
نيويورک مي باشد . ولي با اين حال استفاده از " هجينگ " در مورد شکر
برزيلي با ICUMSA 100 نسبت به شکر با ICUMSA 150 در
بازار لندن از صرفه بيشتري برخوردار است .
(1) هر روشي براي به حداقل رساندن ريسک ناشي از
تغيير قيمتهاhedging:
(2) future
market
(1)
ICUMSA:International commission for uniform methods of
sugar analysis
نرخ ICUMSA يک واحد اندازه
گيري بين المللي براي بيان درجه خلوص شکر است که مستقيما" به رنگ شکربستگي
دارد. البته بايد توجه داشت که واحد مزبور انواع مختلفي دارد . به عنوان مثال در
مورد شکر برزيل هرچه رقم ICUMSA کمتر باشد شکر ، سفيد تر است . هرچند
اين موضوع در مورد اتحاديه اروپا به دلايل نامعلومي مصداق ندارد که موجب بحثهاي
زيادي نيز در اين زمينه شده است..... جهت اطلاع بيشتر به Cane sugar
trust.com
مراجعه شود .
(1) origins
(2)
destinations
(1) tolling activity: تصفيه شکرخام وارداتي به منظور صادرات آن به صورت
شکرسفيد .
(1) plantation
(1 ) hedging
(1) physical price
(1) premium
(2) discount
(1) fob